آیا گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم به سرانجام هولناک لوله سازی خوزستان دچار خواهد شد؟
آیا گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم به سرانجام هولناک لوله سازی خوزستان دچار خواهد شد؟

روند مشکلاتی که در این شرکت پس از واگذار شدن به بخش خصوصی تا سپرده شدن آن به بانک ملی افتاده دقیقا مانند شرکت لوله سازی خوزستان می باشد ادعای نبود تقاضا برای محصول، به صرفه نبودن، هزینه بر بودن تولیدات و بعضی از خطوط‌ آن که در سال ۱۳۹۷ تا اعلام ورشکستگی هم پیش رفت ولی به همت پرسنل آن دست های پشت پرده به این هدف خود دست نیافتند…

 

 

 

یادداشتی از پیام طاهری

 

کارخانه لوله سازی خوزستان در دهه ۵۰ خورشیدی افتتاح و کار خود را به منظور تولید لوله های چدنی داکتیل آغاز نمود. به گفته ی کارشناسان این کارخانه بزرگترین و قدیمی ترین تولید کننده لوله های بدون درز کشور، غرب آسیا و در خاورمیانه بی نظیر بوده است. این کارخانه که یکی از عظیم ترین کارخانه های ریخته گری و قطعه سازی خاور میانه نیز محسوب می شد در طول جنگ تحمیلی نقش بسزایی در صنایع دفاعی و پشتیبانی به عنوان قطعه ساز مادر و بسیار با اهمیت در تجهیز سایر صنایع، کارخانه های کشور و در قطع وابستگی کشور نقش بسزایی ایفا کرده است. در سال ۱۳۸۲ براساس اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی واگذار شد و شوربختانه این کارخانه نیز مانند سایر شرکت های مهم دولتی به افرادی که نه تجربه مدیریت داشتند نه تخصص و بدون کارشناسی سپرده شد که سرانجام شومی مانند بقیه واگذاری ها داشته است. بعد از طی چند مرحله نقل و انتقال در نهایت در سال ۱۳۸۶ به مالک فعلی واگذار شد و به گفته مالک آن تا سال ۱۳۹۶ هم به تولید ادامه داده ولی به دلیل عدم تقاضای بازار و خرید کالای تولیدی، کار و تولید در این شرکت توقف پیدا کرده است. در طی این سالها از هزاران نفری که در این کارخانه مشغول به کار بوده اند کاسته شده است و از سال ۱۳۹۶ تاکنون بسیاری از کارگران آن در بلاتکلیفی به سر می برند و مالک آن به دنبال تغییر کاربری و وارد کردن تجهیزات و دستگاه های مورد نظر برای راه اندازی یک شرکت داروسازی است که به گفته مالک آن درآمد و سود بیشتری دارد و تولید لوله را ضرر ده دانسته و اعلام ورشکستگی کرد. اینکه مراحل اداری و بروکراسی طولانی برای تغییر کاربری و هزینه بسیار هنگفتی برای وارد کردن تجهیزات داروسازی لازم است برای مالکان آن بسیار آسان ولی از تجهیز و وارد کردن دستگاه های جدید برای نوسازی و به روز کردن جهت تولید محصولات لوله عاجز هستند در صورتی که بر خلاف اعلام مالک آن عدم تقاضای بازار برای تولیدات این شرکت وجود دارد ولی همگان می دانند استان خوزستان دارای سیستم بسیار فرسوده آب و فاضلاب بوده و به شدت به این نوع لوله تولید شده در شرکت لوله سازی خوزستان نیازمند است.

شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم از اواخر دهه ۱۳۸۰ به بخش خصوصی واگذار شد و تا سال ۱۳۹۶ که مالکیت کامل آن به بانک ملی سپرده شد چندین بار دست به دست شده و به همین دلیل آسیب ها، ضررها و سواستفاده های بسیاری از طرف مدیرانی که در سالیان گذشته به آن وارد شدند دیده است. گروه ملی صنعتی فولاد ایران مانند شرکت لوله سازی خوزستان یکی از شرکت های بی نظیر در ایران، غرب آسیا و خاورمیانه می باشد، تنوع محصول، کیفیت تولیدات آن بسیار عالی و در حد استانداردهای بین المللی است ولی به چه دلایلی مورد غضب قرار گرفته که در یک دهه گذشته نتوانسته شکوه گذشته خود را به دست آورد جای پرسش های فراوان دارد که تاکنون مانند بسیاری از اتفاقاتی که برای صنایع استان رخ داده و جوانان زیادی شغل خود را از دست داده اند به هیچ کدام از این پرسش ها جواب قانع کننده ای داده نشده است. روند مشکلاتی که در این شرکت پس از واگذار شدن به بخش خصوصی تا سپرده شدن آن به بانک ملی افتاده دقیقا مانند شرکت لوله سازی خوزستان می باشد ادعای نبود تقاضا برای محصول، به صرفه نبودن، هزینه بر بودن تولیدات و بعضی از خطوط‌ آن که در سال ۱۳۹۷ تا اعلام ورشکستگی هم پیش رفت ولی به همت پرسنل آن دست های پشت پرده به این هدف خود دست نیافتند. شوربختانه از سال ۱۳۹۷ تا کنون مدیرانی که از طرف بانک ملی برای سرپرستی و احیای کارخانه معرفی شده اند نه تنها مشکلات این شرکت را برطرف نکرده اند بلکه با مدیریت غلط خود باعث ضرر، زیان و تلنبار شدن کوهی از مشکلات و همچنین حاشیه های فراوان برای این شرکت شده اند. در چهار سال گذشته این مدیران پروازی بی کیفیت به غیر از آنکه یا در پایتخت به سر برده اند یا در مهانسرای شرکت لم داده اند یا اینکه به هر مناسبتی عکس های یادگاری با کت و شلوارهای برند و گران قیمت خود که آن هم از مزایای مدیر بودن در این شرکت است می گیرند و با دادن رپرتاژ به بعضی رسانه های استان به درج اخبار دروغ از درون این شرکت پرداخته، برای خود تبلیغ و به مطرح کردن خود می پردازند هیچ اثر مثبتی نداشته اند و خوابیدن پی در پی خطوط بدون هیچ توجیه و عدم توانایی در تهیه مواد اولیه برای شرکت با آنکه در چند سال گذشته نزدیک به هزار میلیارد تومان بسته های حمایتی بانک ملی وارد خزانه این شرکت شده است و باز هم این پرسش مطرح می شود این کمک ها بلاعوض بوده یا بعدها جز بدهی های شرکت قرار داده خواهد شد؟؟ آیا واقعا مدیران بانک ملی از این همه بریز و بپاش هایی که مدیران آن برای خودشیرینی، ابقا و پرکردن روزمه، برای مسئولین استان از نماینده مجلس تا مسئولین بعضی از ارگانهای دولتی می کنند اطلاع ندارند یا اینکه خود آنها هم شریک در هدر رفتن صدها میلیارد پول خزانه مملکت در این شرکت هستند. چرا با آنکه ارگان های مربوطه در استان خوزستان از تمام جزئیات و مشکلات این کارخانه، وضعیت اسفبار مدیریتی آن آگاه هستند ولی دود آن باید در چشم عده ای از مطالبه گران که برای احیا و راه اندازی شرکت گام بر می دارند برود و مدیران پروازی و بی کیفیتی که در استان کم نیستند با تمام این ضعف ها و تخلفات مبرا هستند و به کار خود همچنان ادامه می دهند بدون هیچ گونه پاسخگویی که باعث می شود هر از چند گاهی تجمعات پرسنل این شرکت و غیره در مقابل ارگانهای مرتبط به وجود آید و خبرساز شود ولی شوربختانه با بی مهری مسئولین و حمایت از همین مدیران بی کیفیت، رانتی و حتی توجیه آنها به پایان می رسد. آیا سرنوشت گروه ملی صنعتی فولاد ایران هم مانند لوله سازی خوزستان خواهد شد؟؟ که به صورت آهن قراضه فروخته شد یا تغییر کاربری آن برای منافع شخصی عده ایی…….

مطالب مرتبط: